تبليغاتX
فانوسکهای خاموش
گاهنوشته های شخصی و سیاسی
چون نسلمون کشته مرده‏ی شیخ اصلاحاته!!
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 17:30  توسط مهرداد | 
((ثروتی که در سیاست محافظه کاری میآورد در اخلاق موجب آزادی و گستاخی میگردد.اگر جیبها پر باشد نه زاهد میتوان بود نه انقلابی.خشکه مقدسی را با ترکیبات جیوه‏ای نمیتوان کشت،قاتل آن طلا و نقره است.))*

جنبش سبز در بین تعدادی از مردم به عنوان حرکتی از سوی طبقه مرفه جامعه تلقی میشود.اما آیا در واقع چنین است؟ و اگر اینچنین باشد علت آن چیست؟ چگونه میتوان این مسئله را حل کرد؟

به نظر میرسد که تا حدودی این مسئله صادق باشد که بیشتر حامیان جنبش سبز از طبقه متوسط به بالا باشد و این امر را در جریان انتخابات( که نقطه  آغاز این جنبش بود)نیز شاهد بودیم، چنانکه فعالیت ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان بیشتر در قسمتهای به اصطلاح بالا شهر انجام میشد و اکثر میتینگهای تبلیغاتی آنان نیز در این مناطق بود.از طرف دیگر اما جریان مقابل از ابتدا روش خود را بر جلب آرای طبقات محروم و روستاییان گذاشته بود به گونه ای که حتی در شیوه ی گفتار نیز  سعیداشت خود را نزدیک به این طبقه نشان دهد.

اما در طی این مدت بیشترین زیان متوجه کدام دو گروه بوده است؟ کاملا واضح است که در مواقعی که مشکلات اقتصادی متوجه کشور باشد بیشترین خسارت به طبقات محروم میرسد و این زیانها در زندگی روزمره و نیازهای اولیه آنها اخلال ایجاد میکند و در واقع اگر طبقه مرفه نیز در این بین خسارت دیده باشد در مقابل طبقه دیگر ناچیز مینماید.

اما بررسی طبقاتی جامعه یک طرف ماجراست و باید از لحاظ ساختار قشری نیز به آن پرداخت.در این بررسی قشرهای مختلفی حضور دارند.دانشجویان،معلمان،اقلیتهای مذهبی و قومی و روشنفکران و... در این بررسی اما معادلات بالا متفاوت میشود.دانشجویان که از طبقات مختلف اقتصادی تشکیل شده اند رفتاری متفاوت از پیش نشان میدهند و مشاهده میکنیم که امروز اکثریت قاطع قشر دانشجو حامی این جنبش اجتماعی است.و همچنین در مورد دیگر قشرها نیز این مسئله تا حدود زیادی صادق است.

در مورد طبقات اقتصادی گفته شد که بیشترین زیان متوجه طبقات محروم اقتصادی بود و از طرف دیگر کمترین شرکت در این حرکت اجتماعی نیز.در بیان دلایل این امر میتوان این مسئله را عنوان کرد که طبقات پایینتر اجتماع به دلیل مشغله فکری جهت تامین نیازهای اوله زندگی و درگیری با انواع مسائل اقتصادی کمتر به امور سیاسی علاقه نشان میدهند.از طرف دیگر، باز هم به دلیل قبل و همچنین به علت محدودیت دسترسی به اطلاعات آزاد از طریق اینترنت و ماهواره و روزنامه و... آگاهی از مسائل سیاسی و اجتماعی در جریان بعید به نظر میرسد و دلایلی دیگر از همین قبیل...

این نکته نیز قابل اشاره است که ویژگیهای این جنبش تا حدودی به طبقه اقتصادی مرفه بازمیگردد.((اگر جیبها پر باشد انقلابی نمیتوان بود)).شاید یکی از دلایلی که جنبش سبز را تا حدود زیادی از حرکتهای رادیکال و انقلابی بازداشته است میتواند همین مسئله باشد.در طرف دیگر نیز به همین منوال:((جیبهای خالی خشکه مقدسی تولید میکند.))

و اما راه حل:تولید ثروت.افزایش آگاهی طبقه محروم از زیانهای متوجه شده به آنها.تولید ثروت از طریق کار.((با این خشکه مقدسیها از راه پر کردن جیب باید مقابله کرد)).افزایش آگاهی از طریق صحبت کردن.برای کسی که دسترسی به اطلاعات مشکل است باید از این طریق عمل کرد.درک کنیم که طبقه محروم نمیتواند داوطلبانه به سمت این جریان حرکت کند.همت میطلبد...

*(قسمتی از کتاب لذات فلسفه اثر ویل دورانت)


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 18:5  توسط مهرداد | 
((در فرهنگ قبیله‏ای، جرم را یک پدیده اجتماعی و معلول عوامل پدید آورنده آن نمیدانند، و به تبع، در فرهنگ خود با پدیده جرم به صورت فردی و شخصی برخورد میکنند و نسبت به آن حالت انتقام گیری دارند.

این جوامع با معلول مبارزه میکنند و به علت عقب افتادگی فکری از کشف روابط جرم با پدیده هایی که زمینه مساعد بروز آن را فراهم میآورند غافل اند.

آنها با خود کامه مبارزه میکنند و نه با نظام خود کامگی.))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:29  توسط مهرداد | 
برای اثبات حقیقت عینی، ایمان کمترین پشتوانه است.در اینجا راه انسانها از هم جدا میشود.اگر میخواهی برای رسیدن به آسایش جان و لذت بکوشی، در این صورت باور بیاور. اگر میخواهی بنده حقیقت باشی در این صورت بپرس...

نیچه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:20  توسط مهرداد | 
بیشتر مردم از احتیاج به همرنگ بودن ،که در ایشان وجود دارد آگاه نیستند.آنان در این پندار به سر میبرند که طبق عقاید و تمایلات خود رفتار میکنند.گمان میکنند که با دیگران فرق دارند و بر اثر تفکر شخصی به عقایدی رسیده‏اند که مختص خودشان است.در صورتی که عقاید آنها واقعا همان است که اکثریت از آن پیروی میکنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:9  توسط مهرداد | 
مرحوم بازرگان: ما می خواستیم روحانیت چون باران رحمتی بر سر ملت ما ببارد، اما اینان چون سیل ویرانگری همه چیز را با خود بردند!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 18:10  توسط مهرداد | 
امام باقر(ع) فرمود: عصای موسی(ع) از آن آدم(ع) بود و بدست شعیب افتاد و از آن پس به موسی بن عمران رسید و همان عصا نزد ما است و بهمین تازگی من آن را بررسی کردم مانند روزیکه از درختش برکنده اند سبز است و چون از اون پرسیده شود بسخن آید برای قائم ما آماده است و با آن همان کار کند که موسی(ع) میکرد و آن عصا هراس آور است و هر چه جادو کنند ببلعد و هر چه فرمانش دهند بکند و چون یورش برد ببلعد هر چه جادو کرده اند، دو شعبه(چون دو کام) از او باز شود که یکی روی زمین باشد و دیگری بر سقف و میان آن دو چهل ذراع(بیست گز) فاصله باشد و با زبان خود آنچه جادو کنند به کام خود کشد.
اصول کافی، پوشینه یکم برگ 446

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 17:51  توسط مهرداد | 


حکومت نظامی

 

بگذار سربازان

بچه ها را

             -  تیرباران کنند

که هر فرمانِ "آتش"

اعتراف به

               -  حضورِ ظلمت است .
 

***

در هر دو سمتِ خیابان

این سبزهایِ زردِ صف در صف

خشکیده در سایه سارِ تانک ها

-  این درختانِ بی برِ پر برگ –

با هر شلیک

                -  باری

                            -  زوال خویش را

اعلام می کنند .
 

***

در کوچه های سرخ

فریاد می گذرد

و کودکان گرسنه

زیر باران خون

پوکه های فشنگ را

در باغچه های پر پر

                          -  می کارند .

بهار نزدیک است

مادر

مغرور گریه کن .

جنتی عطایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:57  توسط مهرداد |