![]() |
![]() |
|
| گاهنوشته های شخصی و سیاسی |
|
((ثروتی که در سیاست محافظه کاری میآورد در اخلاق موجب آزادی و گستاخی
میگردد.اگر جیبها پر باشد نه زاهد میتوان بود نه انقلابی.خشکه مقدسی را با
ترکیبات جیوهای نمیتوان کشت،قاتل آن طلا و نقره است.))*
جنبش سبز در بین تعدادی از مردم به عنوان حرکتی از سوی طبقه مرفه جامعه تلقی میشود.اما آیا در واقع چنین است؟ و اگر اینچنین باشد علت آن چیست؟ چگونه میتوان این مسئله را حل کرد؟ به نظر میرسد که تا حدودی این مسئله صادق باشد که بیشتر حامیان جنبش
سبز از طبقه متوسط به بالا باشد و این امر را در جریان انتخابات( که نقطه
آغاز این جنبش بود)نیز شاهد بودیم، چنانکه فعالیت ستادهای انتخاباتی
اصلاحطلبان بیشتر در قسمتهای به اصطلاح بالا شهر انجام میشد و اکثر
میتینگهای تبلیغاتی آنان نیز در این مناطق بود.از طرف دیگر اما جریان
مقابل از ابتدا روش خود را بر جلب آرای طبقات محروم و روستاییان گذاشته
بود به گونه ای که حتی در شیوه ی گفتار نیز سعیداشت خود را نزدیک به این طبقه نشان دهد. اما در طی این مدت بیشترین زیان متوجه کدام دو گروه بوده است؟ کاملا
واضح است که در مواقعی که مشکلات اقتصادی متوجه کشور باشد بیشترین خسارت
به طبقات محروم میرسد و این زیانها در زندگی روزمره و نیازهای اولیه آنها
اخلال ایجاد میکند و در واقع اگر طبقه مرفه نیز در این بین خسارت دیده
باشد در مقابل طبقه دیگر ناچیز مینماید. اما بررسی طبقاتی جامعه یک طرف ماجراست و باید از لحاظ ساختار قشری نیز به آن پرداخت.در این بررسی قشرهای مختلفی حضور دارند.دانشجویان،معلمان،اقلیتهای مذهبی و قومی و روشنفکران و... در این بررسی اما معادلات بالا متفاوت میشود.دانشجویان که از طبقات مختلف اقتصادی تشکیل شده اند رفتاری متفاوت از پیش نشان میدهند و مشاهده میکنیم که امروز اکثریت قاطع قشر دانشجو حامی این جنبش اجتماعی است.و همچنین در مورد دیگر قشرها نیز این مسئله تا حدود زیادی صادق است. در مورد طبقات اقتصادی گفته شد که بیشترین زیان متوجه طبقات محروم اقتصادی بود و از طرف دیگر کمترین شرکت در این حرکت اجتماعی نیز.در بیان دلایل این امر میتوان این مسئله را عنوان کرد که طبقات پایینتر اجتماع به دلیل مشغله فکری جهت تامین نیازهای اوله زندگی و درگیری با انواع مسائل اقتصادی کمتر به امور سیاسی علاقه نشان میدهند.از طرف دیگر، باز هم به دلیل قبل و همچنین به علت محدودیت دسترسی به اطلاعات آزاد از طریق اینترنت و ماهواره و روزنامه و... آگاهی از مسائل سیاسی و اجتماعی در جریان بعید به نظر میرسد و دلایلی دیگر از همین قبیل... این نکته نیز قابل اشاره است که ویژگیهای این جنبش تا حدودی به طبقه اقتصادی مرفه بازمیگردد.((اگر جیبها پر باشد انقلابی نمیتوان بود)).شاید یکی از دلایلی که جنبش سبز را تا حدود زیادی از حرکتهای رادیکال و انقلابی بازداشته است میتواند همین مسئله باشد.در طرف دیگر نیز به همین منوال:((جیبهای خالی خشکه مقدسی تولید میکند.)) و اما راه حل:تولید ثروت.افزایش آگاهی طبقه محروم از زیانهای متوجه شده به آنها.تولید
ثروت از طریق کار.((با این خشکه مقدسیها از راه پر کردن جیب باید مقابله
کرد)).افزایش آگاهی از طریق صحبت کردن.برای کسی که دسترسی به اطلاعات مشکل
است باید از این طریق عمل کرد.درک کنیم که طبقه محروم نمیتواند داوطلبانه
به سمت این جریان حرکت کند.همت میطلبد... *(قسمتی از کتاب لذات فلسفه اثر ویل دورانت)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 18:5 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عضو کوچکی از جنبش سبز
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 اردیبهشت 1388 |
| پیوندها |
|
qq bang bang shahin najafi سالهای سوخته تنها نویس بانگرشی سبز |
|
RSS
|